روز پر از جلسه و پیام میگذرد، اما کار اصلی جلو نمیرود. این وضعیت همیشه نشانه کمکاری نیست؛ ممکن است ذهن تیم زیر بار جابهجایی مداوم بین کارها مانده باشد.
چرا مهم است؟ چون وقتی تعداد تصمیمها، وقفهها و تغییر اولویتها از ظرفیت ذهن بیشتر شود، خطاهای ساده زیاد میشوند و کیفیت تصمیم پایین میآید.
فرض کنید کارشناس منابع انسانی یک شرکت تولیدی ایرانی باید همزمان حقوق و دستمزد را بررسی کند، برای سه موقعیت مصاحبه بگذارد، پیامهای کارکنان را پاسخ دهد و در چند جلسه فوری حاضر شود. هر بار که به فایل حقوق برمیگردد، باید دوباره یادش بیاید کجا بوده است. اگر عددی اشتباه شود، شاید مسئله بیدقتی فرد نباشد؛ احتمالاً «اضافهبار شناختی» در کار است.
راهحل اولیه، گفتنِ «بیشتر تمرکز کن» نیست. برای یک هفته، اولویتهای فعال هر نفر را به سه مورد محدود کنید و یک نیمروز بدون جلسه بسازید. درخواستهای تازه هم وارد صف شوند، نه اینکه همان لحظه برنامه روز را بههم بزنند.
در پایان هفته، تعداد خطاهای اصلاحی، کارهای نیمهتمام و زمان بدون وقفه را با هفته قبل مقایسه کنید. اگر بهتر شد، مسئله احتمالاً از طراحی کار بوده، نه از انگیزه فرد.
این هفته فقط یک نیمروزِ بدون جلسه را در تقویم تیم امتحان کنید. 🧠

دیدگاهتان را بنویسید