گاهی کسی که تیم را سرپا نگه میدارد، کمترین تشکر را میشنود. نتیجه؟ کارهای مهمی که در هیچ KPI دیده نمیشوند، کمکم بیصاحب میمانند.
چرا مهم است؟ چون قدردانیِ مبهم یا دیرهنگام به آدمها نشان نمیدهد کدام رفتارشان واقعاً ارزشمند بوده است.
در یک شرکت پخش ایرانی، کارشناس منابع انسانی هر هفته اختلاف شیفتها را قبل از تبدیلشدن به درگیری حل میکند، به تازهواردها کمک میکند و خطاهای فایل حقوق را زود پیدا میکند. اما در جلسه ماهانه فقط از همکارانی نام برده میشود که عدد فروش بالاتری دارند. بعد از چند ماه، او دیگر برای حل مسائل فراتر از شرح شغلش داوطلب نمیشود؛ مدیر هم این تغییر را «افت انگیزه» مینامد.
این الگو میتواند نشانه «کمبود قدردانی» باشد؛ یعنی تلاش مشخص، بهویژه کارهای نامرئی، بازخورد متناسب نمیگیرد. راه کمریسک این است که مدیر طی چهار هفته، هر هفته به دو نفر یک بازخورد مثبتِ دقیق و رفتارمحور بدهد: بگوید چه کاری دیده شده و آن کار چه کمکی به تیم کرده است.
این هفته فقط دو رفتار مفید و کمدیدهشده را پیدا کنید و همان روز بابتشان دقیق تشکر کنید. 👀

دیدگاهتان را بنویسید