وقتی یک تیم عقب میافتد، فشار بیشتر شاید منطقی به نظر برسد؛ اما گاهی همین واکنش، مشکل را بزرگتر میکند.
چرا مهم است؟ چون فشار مداوم میتواند چرخهای بسازد که در آن خستگی، عملکرد را پایین میآورد و افت عملکرد دوباره فشار را بیشتر میکند.
فرض کنید تیم پشتیبانی یک فروشگاه اینترنتی ایرانی بعد از کمپین فروش با حجم بالای درخواستها روبهرو شده است. مدیر برای جبران تأخیرها، اضافهکاری روزانه میگذارد. چند هفته بعد پاسخها پرخطاتر میشوند، مشتریان دوباره تماس میگیرند و صف کار طولانیتر میشود. مدیر هم ساعات اضافهکاری را بیشتر میکند. اینجا احتمالاً با «چرخه فرسودگی» روبهرو هستیم، نه کمبود تعهد کارکنان.
راهحل اولیه، افزودن یک برنامه رفاهی کنار همان حجم کار نیست. اول باید فشار را از خودِ کار کم کرد: دو یا سه فعالیت کمارزش را موقتاً متوقف کنید، اولویتها را شفاف کنید و به تیم فرصت بازیابی واقعی بدهید.
یک اقدام کمریسک: برای دو هفته، سه کار کماثر را رسماً از فهرست تیم حذف کنید. سپس تعداد خطاها، کارهای عقبمانده و انرژی تیم را با هفته قبل مقایسه کنید.
امروز از تیم بپرسید: کدام کار را میتوانیم حذف کنیم تا کار اصلی بهتر پیش برود؟ 🔄

دیدگاهتان را بنویسید