در بعضی سازمانها، نمودار سازمانی مرتب است اما تصمیمها همچنان مسیر روشنی ندارند. مدیر فروش برای یک تخفیف به مالی ارجاع میدهد، مالی منتظر تأیید مدیرعامل میماند و عملیات تا روشنشدن نظر نهایی دست نگه میدارد. در ظاهر، مسئله به همکاری میان واحدها مربوط است؛ اما گاهی ریشه در طراحی تصمیم دارد.
ابهام تصمیم چگونه خود را نشان میدهد؟
اگر مرز نقش، حق تصمیم و پاسخگویی همخوان نباشند، افراد برای کاهش ریسک شخصی موضوع را به سطح بالاتر میفرستند. در نتیجه، مدیرعامل با تصمیمهای پرتکرار درگیر میشود و مدیران میانی فرصت کمتری برای تمرین قضاوت مدیریتی پیدا میکنند. این نشانه الزاماً به معنای ضعف افراد نیست؛ ممکن است ساختار رسمی با جریان واقعی کار فاصله داشته باشد.
یک آزمون کوچک برای همین هفته
فقط یک تصمیم پرتکرار، مانند تأیید تخفیف، جذب نیرو یا اولویتبندی سفارشها را انتخاب کنید. روی یک صفحه مشخص کنید چه کسی پیشنهاد میدهد، چه کسی نظر تخصصی میدهد، چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد و چه کسانی باید از نتیجه مطلع شوند. سپس این نقشه را با یک پرونده واقعی آزمایش کنید. هر جا تصمیم متوقف شد یا دوباره به مدیرعامل برگشت، همان نقطه میتواند سرنخی برای بازطراحی باشد.
اگر مایلید گره یک تصمیم مشخص را دقیقتر ببینید، میتوانید برای یک گفتوگوی تشخیصی با علی نیکسرشت تماس بگیرید.

Leave a Reply