گاهی یک تصمیم ساده هفتهها معطل میماند؛ نه چون مسئله پیچیده است، چون هیچکس دقیق نمیداند اختیار تصمیم با کیست.
چرا مهم است؟ چون ابهام در حق تصمیم، هم سرعت را میگیرد و هم باعث میشود تصمیمها بعد از اعلام دوباره باز شوند.
فرض کنید در یک شرکت تولیدی ایرانی، واحد منابع انسانی برای جذب کارشناس فروش به تأیید مدیر فروش نیاز دارد. مدیر فروش میگوید بودجه دست مالی است، مالی منتظر امضای مدیرعامل میماند و مدیرعامل تصور میکند انتخاب نیرو در اختیار مدیر فروش است. سه هفته میگذرد، نامزد مناسب پیشنهاد دیگری را قبول میکند و هر واحد دیگری را مسئول تأخیر میداند.
این وضعیت میتواند نشانه «ابهام در حق تصمیم» باشد. راهحل، جلسههای بیشتر نیست؛ باید برای تصمیمهای پرتکرار روشن شود چه کسی نظر میدهد، چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد و تصمیم تا چه زمانی باید بسته شود.
یک اقدام کمریسک: پنج تصمیم پرتکرار تیم را بنویسید و کنار هرکدام فقط نام یک صاحب تصمیم نهایی بگذارید. بعد این فهرست را با مدیران درگیر چک و برای همه اعلام کنید.
امروز از یک تصمیم معطل شروع کنید: آیا همه یک نفر را بهعنوان صاحب تصمیم میشناسند؟ 🎯

دیدگاهتان را بنویسید